فارسی
شنبه 02 آذر 1398 - السبت 26 ربيع الاول 1441
  10357
  1
  2
(34 نفر )

حكايت گرگان و كرمان‏

 

 شخصى از ديگرى پرسيد: آقا از گرگان تا كرمان چقدر فاصله است؟ گفت: يك متر. گفت: حالا من از تو پرسيدم، تو عاقلى يا ديوانه‌اى. گفت: نه من عاقلم. گفت:

گرگان مى‌دانى كجاست؟ گفت: بله گرگان را مى‌شناسم. گفت: كرمان را مى‌دانى كجاست؟ گفت: بله، تمام كرمان را هم مى‌شناسم، گفت: پس چرا مى‌گويى يك متر، بيش از هزار كيلومتر فاصله است. چطور يك متر است. گفت: اكثر مردم پايبند به دين نيستند، پايبند به پول و شكم هستند، اينها را مى‌گويند گرگان، كرمان هم يك مترى زمين است كه اين مردم را چال مى‌كنند، تمام اين ميت كرم مى‌افتد، از گرگان تا كرمان يك متر است.


منبع : پایگاه عرفان
  10357
  1
  2
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    تنبيه نفس در حضور پیامبر (ص)
    داستان عجيب سلمان و ابوذر
    با شنیدن نام او خشمی سوزان سرتا پای وجودم را فراگرفت!
    نفرین و دعاى پدر
    مرا قدرت ازدواج نیست!
    توسل به امام رضا(ع) مرا نجات داد
    حکایت جاثلیق مسیحی و امام حسن عسکری(ع)
    ملاقات امام رضا(ع) با عالم ربانى‏
    حاجت غلام در حرم حضرت امام رضا (ع) روا شد
    چند داستان عجيب در مسئله توبه‏

بیشترین بازدید این مجموعه

      برده آزاد
      خدا و گنه‏كاران پشيمان
      گردنبند با برکت حضرت زهرا (س)
      حکایتی از تقوای یک عالم
      اين هوش را از كجا آورده‌‏اند؟
      ذو القرنين در شهرى عجيب‏
      زنده شدن مرده توسط امام حسین(ع)
      زائران حسینی، شریک ثواب شهدای کربلا
      حکایتی خواندنی از بذل مال جهت اعتلای فرهنگ حسینی
      اهالی قرآن!

 
نظرات کاربر
نا شناس
واقعیت است
پاسخ
1     1
4 ارديبهشت 1395 ساعت 9:55 بعد از ظهر
پاسخ : بسمه تعالی با سلام؛ به هر حال جای تأمل و توجه را دارد. التماس دعا
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز